![]() |
![]() |
|
|
دوران دانشجویی هر وقت جمله ی زیبایی به ذهنم می رسید یا می شنیدم، آخر دفتری که دستم بود اون رو می نوشتم. امروز داشتم یه سری از دفترامو نگاه می کردم. گفتم چندتا از اونها رو که جالبتر اینجا بنویسم. ۱- هر وقت تو زندگیت اصلا مشکل نداشتی و خیلی راحت بودی، بدون داری پسرفت می کنی چون پیشرفت همواره مشکلات را در آغوش خود دارد. ۲- گروه اندکی از دیدن لذت می برند اما بیشتر از دیده شدن. ۳- آن که می گفت به یک گل نشود فصل بهار چه خبر داشت که همچون تو گلی می روید
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 19:47 توسط محمد |
|
|
۱- خیلی از مشکلات از بیجا سخن گفتن است.
۲- هیچکس بدرد انسان نمی خورد حتی ... . پس تا می تونی برای خودت تلاش کن. ۳- هزینه کردن (چه از نظر وقت و چه از نظر مالی ) برای رفع مشکلات دیگران - هزینه کردن برای ساختن زندگی بهتر برای خودمان است.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 8:6 توسط محمد |
|
|
سرمای سختی خورده ام سرم درد می کند گیج هستم و تشویش ذهن این سردرد را دو چندان می کند.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم دی 1387ساعت 17:13 توسط محمد |
|
|
فردا عاشوراست از خود می پرسم اگر در آن زمان بودم با حسین بودم یا بر حسین.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 8:15 توسط محمد |
|
|
هشت سال پیش بود که جمعیتی متشکل از مسلمانان و مسیحیان به دعوت مدرسه عالی الهیات سنت گابریل در اتریش دور هم گرد آمدند تا عمده ترین اصول، برای نزدیکتر شدن انسانها به یکدیگر در جهان کنونی به منظور تحقق صلح پایدار را بررسی کنند.
محمد مجتهدشبستری از ایران از اعضای ثابت این جلسات بود. در نوامبر ۲۰۰۸ نشستی در این شهر برگزار شد تا در جریان آن بیانیه این جمعیت به عنوان جمع بندی این نشستها به صورت رسمی منتشر شود. مفاد این بیانیه یا ۱۰ اصل صلح را در زیر مشاهده می کنید. ۱- هیچ صلحی بدون عدالت و هیچ عدالتی بدون صلح قابل تحقق نیست.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 14:38 توسط محمد |
|
|
دخترک با پوششی نه به شکل لباس در گوشه ای نشسته و در حال گریه کردن است. مردم از کنار او بدون توجه رد می شوند. حتی اگر کسی دلش به حال او بسوزد پولی جلوی او می اندازد و می رود. هیچکس حاضر نیست اندکی کنار او نشسته و دست محبتی به سرش بکشد.
همه مشغولند و پرکار.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم دی 1387ساعت 10:11 توسط محمد |
|
|
۱: برا چی می خونی
۲: برای امتحان پابان ترم ۱: ارشد چی؟ ۲: نمی خونم ۱: ثبت نام که کردی؟ ۲: نه ۱: حداقل همین طوری امتحان می دادی. ۲: هیچ کاری رو همین طوری نکن، غذا هم همین طوری نخور.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم دی 1387ساعت 14:26 توسط محمد |
|
|
شب یلدای امسال با خاله ها و دایی هام خونه ی پدربزرگ بودیم که صحبت از علم اعداد شد. با صحبت های اندکی که اونجا شد حس کنجکاوی من برانگیخته شد که بیشتر در مورد اون بدونم. یه جستجویی تو اینترنت کردم و خیلی کم در موردش مطلب پیدا شد فرصت بشه باید در موردش بیشتر تحقیق کنم. به نظر خیلی مرموز می یاد.
یه لینک جالب در همین مورد آيا جورج بوش همان دجال است؟
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم دی 1387ساعت 14:21 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|