![]() |
![]() |
|
|
وقتي به دنيا امدم سياه بودم وقتي بزرگتر شدم بازهم سياه بودم وقتي جلو افتاب ميرم باز هم سياهم وقتي ميترسم هم سياهم وقتي سردمه سياهم وقتي مريضم باز هم سياهم وقتي هم كه بميرم باز سياه خواهم بود تو اي دوست سفيد من وقتي به دنيا امدي صورتي بودي وقتي بزرگتر شدي سفيد شدي وقتي جلو افتاب ميري قرمز ميشي وقتي ميترسي زرد مي شي وقتي مريضي سبز ميشي وقتي هم كه بميري خاكستري ميشي و تو به من ميگي رنگين پوست.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 5:57 توسط محمد |
|
|
دارم کویر میشوم باید خودم را شخم بزنم.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 12:14 توسط محمد |
|
|
موفقیت یک سفر طولانی است نه یک مقصد.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 15:53 توسط محمد |
|
|
برای بزرگ شدن اول باید کوچک بودن رو یاد گرفت
< یک وجب خاک > |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم مهر 1386ساعت 15:44 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|