![]() |
![]() |
|
|
خدایا شکر تو ای خدای من ، در مواقع خطر مرا تنها نگذاشتی ، تو در تنهایی ، انیس شب های تار من شدی، تو در ظلمت و نا امیدی دست مرا گرفتی و هدایت کردی . در ایامی که هیچ عقل و منطقی قادر به محاسبه نبود ، تو بر دلم الهام کردی و به رضا وتوکل مرا مسلح نمودی ....... خدایا تو را شکر می کنم که مرا بی نیاز کردی تا از هیچ کس و از هیچ چیز انتظاری نداشته باشم .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 21:11 توسط محمد |
|
|
آرتور عاشق قهرمان افسانه ای تنیس هنگامی که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت، با تزریق خون آلود، به بیماری ایدز مبتلا شد. طرفداران آرتور از سرتا سر جهان نامه های محبت آمیز برایش فرستادند.یکی از دوستداران وی در نامه خویش نوشته بود:" چرا خدا تو را برای ابتلا به چنین بیماری خطرناکی انتخاب کرده؟" وقتی که من جام بهترین تنیس باز جهان را در دست هایم می فشردم ،هر گز نپرسیدم که "خدایا چرا من؟"و امروز وقتی که درد می کشم ،باز هم اجازه ندارم که از خدا بپرسم :"چرا من؟" منبع: مجله موفقیت شماره ۱۱۳ |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 3:36 توسط محمد |
|
|
تنها بازماندهي يك كشتي شكسته به جزيره ي كوچك خالي از سكنه اي افتاد.او با دلي لرزان دعا كرد كه خدا نجاتش دهد. اگر چه روزها افق را به دنبال ياري رساني از نظر مي گذراند كسي نمي آمد.سر انجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها كلبه اي بسازد تا خود را از عوامل زيان بار محافظت كند و دارا يي هاي اندكش را در آن نگه دارد.اما روزي كه براي جستجوي غذا بيرون رفته بود'''''''''''''''' به هنگام برگشتن ديد كه كلبه اش در حال سوختن است و دودي از آن به سوي آسمان ميرود.متاَسفانه بدترين اتفاق ممكن افتاده و همه چيز از دست رفته بود.از شدت خشم و اندوه در جا خشكش زد.فرياد زد: "خدايا تو چطور راضي شدي با من چنين كاري بكني؟"صبح روز بعد با بوق كشتي اي كه به ساحل نزديك مي شد از خواب پريد.كشتي اي آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته '''''''''''''''' از نجات دهندگانش پرسيد:"شما ها از كجا فهميديد من در اينجا هستم؟"آنها جواب دادند:" ما متوجه علايمي كه با دود مي دادي شديم."وقتي اوضاع خراب مي شود'''''''''''''''' نا اميد شدن آسان است.ولي ما نبايد دلمان را ببازيم '''''''''''''''' چون حتي در ميان درد و رنج '''''''''''''''' دست خدا در كار زندگي مان است.پس به ياد داشته باش : دفعه ي ديگر اگر كلبه ات سوخت و خاكستر شد '''''''''''''''' ممكن است دود هاي برخاسته از آن علايمي باشد كه عظمت و بزرگي خدا را به كمك مي خواند
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 8:25 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|